كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

352

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

إِنَّ هؤُلاءِ به درستى كه اين گروه بت‌پرستان مُتَبَّرٌ هلاك شده‌اند ما هُمْ فِيهِ به‌آنچه ايشان در آنند يعنى خدا دين و آئين ايشان را در هم خواهد شكست و بتان ايشان را بر دست ما پاره پاره خواهد كرد وَ باطِلٌ و زائل و مضمحل است ما كانُوا يَعْمَلُونَ آنچه هستند ايشان كه مىكنند از عبادت اصنام قالَ أَ غَيْرَ اللَّهِ گفت موسى ع آيا جز خدا أَبْغِيكُمْ إِلهاً طلب كنم براى شما معبودى وَ هُوَ فَضَّلَكُمْ و حال آنكه او فضل داد شما را عَلَى الْعالَمِينَ بر عالميان زمان شما و بانواع نعم تخصيص فرمود وَ إِذْ أَنْجَيْناكُمْ و ياد كنيد چون برهانيديم شما را مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ از تبعه فرعون يَسُومُونَكُمْ مىچشانيدند شما را سُوءَ الْعَذابِ سختى عذاب يُقَتِّلُونَ أَبْناءَكُمْ مىكشتند پسران شما را به جهت انقطاع نسل شما وَ يَسْتَحْيُونَ نِساءَكُمْ و زنده مىگذاشتند زنان شما را به جهت خدمتگارى و بندگى خود وَ فِي ذلِكُمْ و درين رهانيدن بَلاءٌ نعمتى بود يا در ان عذاب محنتى بود شما را مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ از پروردگار شما محنتى بزرگ آورده‌اند كه موسى وعده كرده بود بنى اسرائيل را كه بعد از هلاك فرعون كتابى بيارم بشما از نزديك حق تعالى كه هر چه شما را بايد در ان مبيّن و مفصّل باشد پس چون از دريا نجات يافتند و فرعون غرق شد طلب آن كتاب نمودند و موسى ع از خدا درخواست تا آن كتاب به دو فرستد حكم شد كه سى روز به روزه باش پس از ان بطور آئى تا با تو سخن گويم موسى سى روز روزه داشت و روز سى و يكم بطور توجه نمود و كراهت داشت از آنكه با حق سبحانه سخن گويد و از دهن او بوى روزه آيد پس براى دفع آن رائحه مسواك كرد ملائكه گفتند ما از تو بوى مشك مىشميديم آن را بمسواك دفع كردى حق سبحانه فرمود تا جرمانه آن را ده روز ديگر روزه دارد چنانچه مىفرمايد وَ واعَدْنا مُوسى و وعده داده بوديم موسى ع را براى دادن كتاب ثَلاثِينَ لَيْلَةً سى شبان روز از ماه ذوالقعده و چون مدار حساب شهور عرب به رؤيت هلال است و آن به شب مرئى مىشود تاريخ را به شب مقيد كرد وَ أَتْمَمْناها و تمام كرديم آن سى را بِعَشْرٍ بده ديگر از ماه ذىالحجه فَتَمَّ پس تمام شد مِيقاتُ رَبِّهِ وقتى كه پروردگار او مقرر فرموده بود أَرْبَعِينَ لَيْلَةً بچهل شبانه‌روز وَ قالَ مُوسى و گفت موسى لِأَخِيهِ هارُونَ مر برادرش ؟ ؟ ؟ هارون را كه من بطلب كتاب بجانب طور سينا مىروم اخْلُفْنِي تو خليفه من باش فِي قَوْمِي در ميان قوم من وَ أَصْلِحْ و بصلاح آر هر كارى را كه شايسته صلاح باشد از امور ايشان وَ لا تَتَّبِعْ و پيروى مكن سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ راه تباه‌كاران را .